قهرمان ميرزا عين السلطنه
1257
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شاه و صدراعظم را از آن خيالات منصرف كرد . چه فكرى حالا مىكنند . چه خيالى دارند . روزبهروز كه بدتر است . آن به آنكه خرابتر [ مىشود . ] دفتر استيفا دفتر استيفاء كه از سابق شلوغتر است . اگر رئيس سابق از رسم الخط سياق و تقلبات ميرزائى فى الجمله مطلع بود اين رئيس حاليه كه آن را هم نمىداند . ريشش به دست ميرزا محمد حسين سررشتهدار كل است . هرچه بگويد صحيح محض است . هرچه بخواهد بكند به صلاح و صواب او است . درست مثل امارت توپخانهء نظام الدولهء مرحوم است كه شاهزاده سيف الدين ميرزا للهگى مىكرد و آب بدون اذن و اجازهء او نمىخورد . مواجب و ركاب مواجبها را از ولايات به ركاب تبديل كردند . بسيار خوب كارى بود . راه تقلب مسدود مىشد . مواجببگيرها را مىشناختند . هركس هرقدر مىبرد مىدانستند . به اسم و رسمى كه برقرار كرده بود معلوم مىشد . درست يك كرور منفعت دولت بود . چه شد اگر چند نفر را مجزا كردند و بعد مردم هجومآور شده به تمام حكم دادند . كسى نمىداند . همين يك مطلب بيش از هركارى صدراعظم را زحمت داد . روزى اقلا چهل پنجاه نفر حاشيهء مجلس او نشسته حكم ابقا مىخواستند . تا الان گرفتار است . هى از گوشه و كنار مردم ملتفت مىشوند و هجوم مىآورند حكم مىخواهند . آخر چند روز قبل حكم كرد آنچه كتابچه باقى مانده به همان حالت سنهء ماضيه بنويسند . از اين يك فقره مطلب خودش از همه بيشتر دچار زحمت شد . مبلغى هم به مردم ضرر زد و به مستوفيها منفعت رسانيد كه تومانى دو عباسى مستوفى گرفت و مجددا به خرج منظور نمود . « ز هر طرف كه شود كشته سود اسلام است » . آن همه هاىوهوى اول و آن انتشارات به هيچ مبدل شد . مشير السلطنه و ادارهء خزانه عمل خزانه را باز از معين الملك گرفته به مشير السلطنه دادند . وزير بيوتات هم هست . پول هم مىخواهد . او زور به صدراعظم آورده پول بدهيد . جمع مرا تعيين كنيد خودم مىدانم . صدراعظم از كجا معلوم كند . ولايات باقى ندارند . پولى نيست ، يا هست نمىخواهد بدهد . مشير السلطنه هم به ناصر الملك نوشته حق ندارى يك پول به من حواله بدهى . وضع غريبى است . هيچكس سردرنمىبرد . از محرم 1314 شش نفر وزير